خانه / اخبار سایت های خبری / “دیدار شمس و مولانا” اثری از همایون شجریان و محمد معتمدی

“دیدار شمس و مولانا” اثری از همایون شجریان و محمد معتمدی

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، اپرای عروسکی مولوی نخستین بار در سال 1388 به نویسندگی و کارگردانی «بهروز
غریب پور» و آهنگسازی «بهزاد عبدی» در تالار رودکی به روی صحنه رفت.
«دیدار شمس و مولانا» که شاهکاری از «همایون شجریان» و «محمد معتمدی» است
را در ادامه دریافت نمایید.همچنین متن گفت و گوی شمس و مولانا به ‌همراه ارجاعات به منبع نیز برای علاقه مندان آمده است.

 

متن گفت‌وگوی شمس و مولانا
به‌همراه ارجاعات به منبع

شمس:
هر زمان (نفس) نو می‌شود دنیا و ما
بی‌خبر از نو شدن اندر بقا

پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی‌ست
مصطفی فرمود دنیا ساعتی‌ست

شمس:
آزمودم مرگ من در زندگی‌ست
چون رهی (رهم) زین زندگی پایندگی‌ست


مولانا:
کیستی تو؟
شمس: کیستی تو؟

مولانا: قطره‌ای از باده‌های آسمان

شمس:
این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان

مولانا: کیستی تو؟
شمس:
آدمی مخفی‌ست در زیر زبان
این زبان پرده است بر درگاه جان

مولانا: کیستی تو؟
شمس:
تیر پرّان بین و ناپیدا کمان
جان‌ها پیدا و پنهان جانِ جان

مولانا: کیستی تو؟
شمس:
ره نمایم همرهت باشم رفیق
من قلاووزم در این راه دقیق

مولانا: کیستی تو؟ همدلی کن ای رفیق!

شمس:
در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
هم عشق پری دارم، هم مرد پری‌خوانم

هر کس که پری‌خوتر در شیشه کنم زودتر
برخوانمُ افسونش حراقه بجنبانم

… / هم ناطق و خاموشم، هم لوح خموشانم
هم خونم و هم شیرم، هم طفلم و هم پیرم / …

 

مولانا: کیستم من؟ کیستم من؟ چیستم من؟

شمس:
تا نگردی پاک‌دل چون جبرئیل
گرچه گنجی در نگنجی در جهان

شمس:
رخت بربند و برس در کاروان

شمس:
آدمی چون کشتی است و بادبان
تا کی آرَد باد را آن بادران؟

مولانا: هیچ نندیشم به‌جز دلخواه تو


مولانا:

شکر ایزد را که دیدم روی تو
یافتم ناگه رهی من سوی تو

چشم گریانم ز گریه کُند بود
یافت نور از نرگس جادوی تو

بس بگفتم کو وصال و کو نجاح
برد این کوکو مرا در کوی تو

جست‌وجویی در دلم انداختی
تا ز جست‌وجو روم در جوی تو

خاک را هایی و هویی کی بُدی؟
گر نبودی جذب های و هوی تو

شمس:
مخزن إنّا فتحنا برگشا
سرّ جان مصطفی را بازگو

مستجاب آمد دعای عاشقان
ای دعاگو آن دعا را بازگو

 

مولانا:
چون دهانم خورد از حلوای او
چشم‌روشن گشتم و بینای او

پا نهم گستاخ چون خانه روم
پا نلرزانم نه کورانه روم

 

 

پایگاه جامع علوم اطلاعات : منبع خبر

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

کد امنیتی را وارد نمایید: * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

theme